یک تلفن
داشتم فکر میکردم که کدام مطلب رو بنویسم
در باره تورنتو
یا تعطیلات نوروز
بیرون کردن دیلینی
که یکدفعه موبایلم زنگ زد اولیش همسرجان عزیزدل بود و دومیش از دفترمون بود
که این تماس دوم باعث شد که من نتونم دیگه چیزی بنویسم و الان باید برم دنبال کارهام
باران بیزی
تا بعد